روزی قشنگ در کنار آیسا...
سلام
.امروز یکی دو ساعت قبل از افطار با مامانم رفتیم خونه خاله فریده اینا آیسا هم داشت نقاشی میکشید.
اینم یادگاریش:

اگه میخواین بقیه عکسا رو ببینی بدو بیا توی ادامه مطلب...
داشتم میگفتم که آیسا داشت نقاشی میکشید اینم یه نمونه از نقاشیاش:

اینج هم آیسا داشت دسس مو سسابی میخوند و از بس که تکون میخورد نمیشد ازش عکس گرفت:

اینج هم که هی بالا رو نگاه میکرد


اینجا هم داشت نماز میخوند.سر سفره افطار یهو بلند شد گفت میخوام نماز بخوخم:
![]()

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


روزی قشنگ در کنار آیسا...
